تبليغاتX
تلاشهای یک آلبالو

تلاشهای یک آلبالو

ما پیروز میشیم.

 

شنبه

يكشنبه

دوشنبه

سه شنبه

چهارشنبه

پنجشنبه

جمعه

صبحانه

9: يك ليوان شير، يك تكه پنير، يك ق چ عسل، يك ق چ خامه، 3 كف دست نان لواش=296

8: يك ليوان شير، يك تخم مرغ، 3 كف دست نان لواش=306

يك ليوان شير، يك ليوان فرني، ۲ كف دست نان لواش=۲۷۲ يك ليوان شير، نصف ليوان لوبیا، یک كف دست نان لواش=۲۹۳ يك ليوان شير، ۲ قاشق املت قارچ، ۳ كف دست نان لواش=۲۷۴ يك ليوان شير، يك تكه پنير، يك ق چ عسل، ۲تا گردو، 3 كف دست نان لواش=۳۲۱ يك ليوان شير، يك تكه پنير، يك ق چ عسل،  ۲ كف دست نان لواش=۲۸۴

ميان وعده

چاي سبز، يك گردو=29

--- يك گردو=۲۶ يك گردو=۲۶ يك سيب=۶۳ یک بیسکوییت نیم چاشت، يك پرتقال=۱۵۵ ۲تا گردو، يك سفيده تخم مرغ=۶۹

ناهار

8: 5 تا تكه جوجه، 5 قاشق پلو، 2 قاشق قرمه سبزي، سالاد، روغن زيتون=523

یک کف گیر پلو، خورش قيمه، سالاد، روغن زيتون=۷۲۵ يك كفگير پلو، نصف كوبيده، دوتا بادمجون خورش بادمجون، سالاد، روغن زيتون=۷۱۵ یک کفگیرپلو، يك تكه ماهي، سالاد، روغن زيتون=۵۸۳ يك كفگيرزرشك پلو، يك ران مرغ،سالاد،روغن زيتون=۵۳۹ نصف كفگيرپلو، فسنجون،سالاد،روغن زيتون=۶۶۶ يك تكه ته چين. يك تكه ران مرغ، سالاد، روغن زيتون=۴۸۱

ميان وعده

قهوه، يك برش آناناس، يك كيوي= 137

سيب، هويج، چاي سبز، يك برش آناناس، يك كيوي، چاي و شكلات تلخ= ۲۸۸ سيب، هويج، قهوه، ۲تا انجيرخشك=۲۵۲

سيب، هويج ،یک موز، ۳تا انجيرخشك=۲۹۸

ماست،چاي سبز، ۲تا انجيرخشك، سيب=۳۱۶ سيب،كيوي=۱۰۹ سیب، كيوي، يك ساقه طلايي=۱۷۹

شام

2 قاشق پوره سيب زميني، يك تكه نان بربري، ماست و خيار=356

---- چاي، يك تكه شكلات تلخ=۵۰ يك كاسه سوپ جو، نصف سفيده تخم مرغ، يك ليوان ماست=۲۵۹ يك ليوان ماست=۱۵۴ يك كف دست نان بربري، ۳تا خرما، چاي، يك تكه شكلات تلخ=۱۸۸ يك كف دست نان بربري، يك چاي، يك ق چ كره بادام زميني، يك ق چ عسل=۲۱۴

كالري

1340

۱۳۴۹ ۱۳۱۸ ۱۴۵۸ ۱۳۴۵ ۱۴۳۹ ۱۲۲۷

ورزش انجام شده

يك ساعت و ربع شنا

--- --- ۴۰ دقيقه يوگا و پيلاتيس ۳۰ دقيقه ايروبيك با سي دي --- ۴۰ دقيقه يوگا و پيلاتيس

عمل به برنامه ها

۴۱ درصد --- حساب نكردم هنوز --- --- --- ---

توضيحات

خيلي خوب بود مثل ماهي شنا كردم اونقدر دستگاه تنفسم بعدش خوب كار مي كرد كه حد نداشت.

خيلي عجيبه امروز نه براي ناهار گرسنه بودم و نه براي عصر و نه شام! چاي شكلات تلخ رو هم آخر شب خوردم كه شايد بهتر بود نمي خوردم چون امروز هم خيلي احساس سنگيني مي كنم.

عصبي شدم دوباره! چراباز كوبيده خوردم! اصلا امروز ميل به غذا نداشتم اما اينهمه خوردم

خيلي خسته و افسرده بودم ورزش كه نكردم هيچ . كلي ظرف نشسته هم تو آشپزخونه تلنبار شده كه حوصله شستنش رو نداشتم. ساعت ۱۰.۳۰ رفتم خوابيدم.

خوشبختانه ديشب كه زود خوابيدم خيلي سرحالترم. امروز سعي مي كنم ورزش كنم. نرفتم استخر اولويت اول مصاحبه شغليم بود كه بايد خودم رو براش آماده مي كردم. خوشحالم علي رغم اينكه اينهمه دوست داشتم برم استخرر اولويت اولم رو تشخيص دادم مصاحبه كه چه عرض كنم يك امتحان كتبي نسبتا مشكلي بود. زياد بهش اميدي ندارم مثل دفعه پيش گند زدم به موقعيتم انگار! اما حالا تا يك هفته ديگه جوابش رو ميدن و اون موقع براي مصاحبه ميگن بريم البته اگه نمره خوبي آورده باشيم. شوهر جان بنده خدا بايد ۵ صبح پاشه بره سركار!!! من هم كه ۶ بايد برم. تصميم گرفتم و امروز هم عمليش كردم كه وقتي اون از خواب پاشد. من ديگه نخوابم و ورزش كنم و بعد برم سركار. اينطوري شب هم خيالم راحته كه ورزش كردم 

 

شنبه: يه جمله جالب شنيدم كه خيلي بهم كمك مي كنه وقتي بهش فكر مي كنم

آدم حساس كسي است كه يك چيز كوچك بد رو بزرك مي كنه و آدم با احساس كسي است كه يك چيز كوچك خوب رو بزرگ مي كنه. تو زندگيتون سعي كنيد با احساس باشيد و نه حساس.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت 12:45  توسط آلبالو  | 

 

 

شنبه

يكشنبه

دوشنبه

سه شنبه

چهارشنبه

پنجشنبه

جمعه

صبحانه

۱۰:يك ليوان شير،30گرم نان لواش، يك ق چ عسل، يك تكه پنير، يك تخم مرغ آبپز =356

 7: يك ليوان عدسي،يك ليوان شير، 20 گرم نون لواش=407

 7: يك ليوان فرني، يك ليوان شير، 30 گرم نان لواش=312

 7: 2قاشق لوبيا، يك ليوان شير، 2كف دست نان لواش=286

 ۱۰: یک لیوان شیر، ۲كف دست نان لواش، نصف يك نيمرو، يك تكه پنير=۳۰۴

 ۸: يك ليوان شير، ۳ كف دست نان لواش، يك تكه پنير، يك ق چ عسل، ۲تا گردو=۳۳۱

 نان لواش، يك قاشق املت، شير، پنير، عسل= 377

ميان وعده

10: دوتا گردو=52

 8: دوتا گردو=52

 8: يك سيب، يكم آجيل سويا:126

 ۱۰: یک هویج=۳۰

 ۱۰: يك هويج، ۲تا انجير خشك=۶۸

 ---

 يك گردو=26

ناهار

۱۰:يك كفگير پلو، 5تكه جوجه، دوقاشق قرمه سبزي، سالاد=536

 8: 5 قاشق پلو، يك كاسه خورش قيمه، سالاد، روغن زيتون=558

 8: 5قاشق پلو، يكمي خورش بادمجون، سالاد، روغن زيتون، يك تكه كوبيده=625

 ۹: ۵ قاشق پلو، فسنجون، سالاد، روغن زيتون= ۵۵۹

 ۱۰: ۷ قاشق پلو، سينه مرغ، سالاد، روغن زيتون=۴۶۲

 ۱۰: ۷قاشق پلو، قليه ماهي، ۴تكه كوچك ماهي، سالاد، روغن زيتون=۶۰۰

 يك تكه ته چين، يك تكه سينه مرغ، يك قاشق كوبيده آبگوشت، سالاد، ر.غن زيتون= 539

ميان وعده

 10:يك سيب، يك ليوان قهوه، يك شكلات مغزدار، يك مشت آجيل سويا=261

 10:يك هويج، يك سيب، يك پرتقال، يك مشت اجيل سويا، يك ليوان چاي سبز=304

 يك هويج، يك قهوه، يك بيسكويت، يكم آجيل سويل، يك ليوان ماست=343

 یک سیب، ۲تاترد، چاي سبز، يكمي آجيل سويا=۲۲۲

 ۱۰:يك سيب، ۲تا انجير خشك، چاي سبز، يك پرتقال، يك شكلات=۳۵۹

 ۹: يك هويج، يك ليوان قهوه، ۴ تا دونه بيسكويت پتي بور=۱۳۸

5: چاي، يك شكلات=40

 چاي، يك شكلات، يك پرتقال= 109

شام

 7: يك سيب، يك هويج، 3تا انجير خشك، يك خرما، يك ليوان ماست=267

 9: يك ليوان ماست، يك تخم مرغ آبپز،30 گرم نان، 2 تا خرما=349

 3تا خرما، 3تا انجير=150

 يك تكه ماهي، يك گوجه، ۳تا انجير خشك=۲۳۶

 يك تكه كوكو سيب زميني، يك كف دست نان بربري، يك گوجه=۲۵۳

 3قاشق املت، 2 كف دست نان لواش، ماست=300

 يك كف دست نان بربري، يك تكه پنير، يك ق چ عسل= 146

كالري

1472

1670

1556

 ۱۳۳۳

۱۴۷۷

1412

 ۱۲۰۰

ورزش انجام شده

45 دقيقه شنا

---

----

 نيم ساعت دوچرخه سواري، حركات اصلاحي

 نیم ساعت ورزش با سی دی برای شکم

 نيم ساعت دويدن،حركتهاي اصلاحي و شكم

 40 دقيقه ورزش با سي دي ايروبيك

عمل به برنامه ها

 36 درصد

 32 درصد

 32 درصد

 ۴۲ درصد

 

 

 

توضيحات

نمي دونم چرا امروز همش گرسنه ام بود ولي وقتي از استخر برگشتم اونقدر گرسنه ام نبود كه از ماكاروني كه ديشب پخته بودم بخورم و فقط ناخونك زدم به چيزهاي مختلف.

 هميشه از حول حوش ساعت 3 تا 7 شب وحشتناك گرسنه امه. ولي فكر مي كنم روزهايي كه فكرم آرومه اين حس گرسنگي هم كمتره. پس تمرين آرامش كنم بهتره

 ناهار نمي خواستم كوبيده بخورم ولي با خودم گفتم پروتئين سير نگهم ميداره. اما اصلا اينطور نبود چون خيلي براي معده ام سنگين بود و بازهم بعدازظهر گشنه بودم.

 امروز با اينكه كالريهام پايين تر بود اما سير و راضي بودم

 امروز ميرم استخر :) من نمي دونم چي تو دلمه كه همه غذاهام رو زود مي خوره و دلم و خالي مي كنه. ناهار خوب خوردم ولي گرسنه ام. مي بينيد من همش گرسنه ام. تمركزم رو براي كارام بهم ميزنه انگار همش بايد بيسكويت بخورم تا گرسنه نباشم


استخر نرفتم چون آب استخر رو تخلیه کرده بودند.

 ورزش ديشب خيلي عالي بود تا مدتها مي گفتم واي چه خوب بود واي چه خوب بود. بعدش هم بمب انرژي بودم تووووپ سرحال

 

 چهارشنبه: غزال براي مشكلم در مورد احساس گرسنگيم كامنت گذاشته و پيشنهاد داده كه شام رو بعنوان وعده غذايي اصلي بخورم. مي دونم كه فاصله بين وعده هاي غذاييم تعادل نداره ولي خوب چون طبق قوانين شركت بايد بريم رستورام چاره اي ندارم. ساعت ۷ صبحونه مي خورم و ۱۱.۳۰ بايد ناهار بخوريم كه ۱۲ از رستوران بيايم بيرون تا با آقايون تداخل نداشته باشيم. البته من همون ساعت ۱۱.۳۰ هم گرسنمه. شايد چون از ميان وعده صبحم گذشته. البته همكارم غذا رو تو ظرف يك بار مصرف مي گيره و مياره تو اتاق مي خوره و من اينكارش رو قبول ندارم چون اتاق يه بوي بدي مي گيره. پس با اين وجود شايد بهتر باشه ميان وعده صبحگاهي نخورم. اما بعد از ناهار يعني ساعت ۲ ضعف رفتن دلم شروع ميشه تا ساعت ۵-۶ عصر زياد ميشه و همون طوري كه مي بينيد اونقدر اون وسط هله هوله خوردم كه ساعت ۸ كه مي رسم خونه ديگه گرسنه نيستم و چون مي خوام به شعار تا گرسنه نشدي نخور وفادار بمونم شام نمي خورم ولي چشمتون روز بد نبينه حول و حوش ۱۱-۱۲ كه مي خوابم با گرسنگي مي خوابم. ولي من فكر مي كنم اين ضعف رفتن دلم بعد از ناهار غير عادي باشه كلا. براش راه حل هم گذاشتم معلولا سيب همرام هست و يا چاي سبز خيلي كمك مي كنه و يك ساعتي بعد از خوردنش به غذا بي ميلم. اما تقريبا مشكل هر روزمه.

ادامه:

يكمي كه فكر كردم به اين نتيجه رسيدم شايد مشكل از پلويي باشه كه تو شركت مي خورم كه سفيد و بي خاصيتش و شايد حتي مثل پلو سفيد خونه هم نباشه چون با اون انگار بيشتر سير مي شم. مي خوام يه مقدار سيب زميني بپزم و هر روز بيارم سر كار به عنوان كربوهيدرات بخورمش چون پيچيده تره و بيشتر سير نگهم ميداره. (اي كيو سااان)

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم بهمن 1387ساعت 13:8  توسط آلبالو  | 

یه کمی خسته ام از این همه شل و سفت شدنهای رژیمی!

البته می دونم این مدت و شاید هم از اولش من تو قسمت شل کردن و ول کردن بودن تا قسمت سفت و سخت گرفتن...

ولی خب باز جای شکرش باقیه که حداقل اجازه ندادم که کامل از رو پله ها سر بخورم و هرازچندگاهی متوجه اش شدم و جلوی سرخوردن تا پله آخر رو گرفتم.

و اون چیزی که بیشتر از همه باعث شده که من از بی ارادگی خودم بترسم اینه که این ول شدنها این جدی نگرفتها فقط تو رژیم نیست و من یه مدتیه که در مورد همه چیز خیلی تنبل شدم در مورد زندگی شخصیم و در مورد کارم.

دائم دارم هدف مشخص می کنم و برنامه ریزی می کنم اما بهش عمل نمی کنم. چند وقت پیش تو سررسیدم نگاه می کردم که برای اهداف کوتاه مدت و بلند مدتم چه برنامه ریزیهای کرده بودم و چه زمانبندیهای تعیین کرده بودم اما دریغ و افسوس از ذره ای پایداری به برنامه!

دیگه کلافه شدم از این همه گفتن از فردا شروع می کنم امروز وقتشه! شنبه درست میشه....وااای از دست خودم.

چرا می دونم درست و غلط چیه ولی توی عمل ضعیفم! می دونم الان دوباره تصمیم می گیرم و دو روز هم بهش عمل می کنم اما باز روز از نو روزی از نو.

به نظرم فرق آدم موفق با آدم ناموفق هم درهمینه. انسان موفق هیچ وقت امروز و فردا نمی کنه فقط عمل می کنه آهسته و پیوسته.

رهرو آن نیست که گه تند و گهی خسته رود             رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود

حالا اینجا من آلبالوی پرروی هزار بار شروع کرده. اعلام می کنم که دوباره شروع می کنم و الان که بیشتر از نصف روزم گذشته و با اینکه در مورد برنامه های غذایی خدا رو شکر مثل دیروزم نبودم. اما در مورد اهداف شخصی زندگیم هنوز همون دیروزی ام که تو خواب خرگوشیه. ولی باز هم می گم که می خوام شروع کنم. چک لیست کارام رو بررسی کنم  و به موفقیت برسم.

الان هم درسته یه طوری به نظر خودم یه کمدی مسخره است که من اینهمه تصمیم می گیرم ولی هنوز هم با همون تنبلی و اینرسی سابق عمل می کنم اما این آلبالو از پای نمی نشیند و با تنبلی هایش می جنگد.

درسته که آلبالو یه شرکت خارجی رفته برای مصاحبه و تو روز روشن دستی دستی دست گل به آب داده و شانسش رو از بین برده و گند زده رفته! اما از شکستهایش درس می گیرد و برای موفقیت گام برمیدارد. درسته که ۳ سال سابقه کارداره ولی هنوز هم مثل یه دانشجوی صفر کیلومتر بی تجربه است و درسته که حسابی اعصابش از دست خودش داغونه اما باز هم شروع می کند.

و این رو هم می دونه که دیگه باید در طول روز اول از همه کارهایی رو باید انجام بده که بیشتر از همه به تعویقشون می ندازه و بیشتر از همه ازشون گریزانه.

یعنی اگه ۸ تا کار داره که دوتاش براش سخته و و از روی تنبلی به آخر روز موکولشون می کنه حالا باید اول از همه اون کا رو انجام بده.

و برای این دیگه زودتر از ساعت ۵.۳۰ عصر به اینترنت کانکت نمی شه مگر برای مسائل کاری!

از شنبه هم جدول غذایی هفتگیم رو آپدیت می کنم اما این شنبه از اون شنبه ها نیست که گفتم. این دو روز برنامه غذایی رو رعایت می کنم اما جدول که از پنج شنبه شروع بشه جالب نیست فقط برای همین از شنبه شروع می کنم.

تکمیل:

کالری دریافتی پنج شنبه:۱۵۰۰

ورزش: ۳۰ دقیقه ایروبیک با سی دی ورزش- حرکات اصلاحی و وزنه

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم بهمن 1387ساعت 16:3  توسط آلبالو  | 

صبحانه

نصف ليوان شير، يك تكه پنير، يك قاشق عسل، یک تکه نون بربری،۲ تا گردو=۳۰۰

ميان وعده

ناهار

 

ميان وعده

شام

جمع كالري

 

ورزش

 

آيا گرسنه بودم و غذا خوردم

من کلا اگه حرف نزنم فکر کنم بهتر باشه! بابا بازم نشد. رفتم باشگاه کلی خوشحال. وقتی رسیدم حراست گفتم دیشب اینجا مراسم بوده تا شنبه تعطیله . 

بازم قیر هست قیف نیست. قیف هست قیر نیست. هر دوتاش هست؟؟؟؟؟ من که فکر نمی کنم!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم بهمن 1387ساعت 10:4  توسط آلبالو  | 

صبحانه

يك ليوان شير، يك تكه پنير، يك قاشق عسل، 30گرم نان لواش=۳۱۱

ميان وعده

----

ناهار

يك كفگير برنج، 3 قاشق فسنجون، يك تكه ماهي، سالاد، روغن زيتون=۶۲۸

ميان وعده

یک لیوان چای سبز،  یک لیوان ایستک=۲۱۰

شام

سیب، نصف لیوان شیر، یک تکه کلوچه=۲۵۰

جمع كالري

۱۴۰۰

ورزش

---

آيا گرسنه بودم و غذا خوردم

چه عجب بعد از ناهاره و من احساس سیری می کنم! همش بعد از ناهار دلم چیز شیرین می خواد.

 من از فردا روز استراحتم شروع میشه. کلی باید خونه تمیز کنم و کزت بشم. یعنی فکر کنید من یک ماه هست که منتظر روزهای استراحتم بودم که بتونم یکمی به خونه زندگیم برسم.

همسرجان هم ۲ روز نیست و میره ماموریت. من هم با اینکه حوصله ام سر میره تو این بیابون ولی می خوام حسابی ورزش کنم.

پس اگه این مدت ورزشهام زیاد شد تعجب نکنید. و دیگه اینکه می خوام برم پیش مسئول باشگاه شهرک ببینم می تونم راضیش کنم که روزهای کاریم کلید باشگاه رو در اختیارم بزاره.

و یه خبر خوبه دیگه این که من از هفته بعد می تونم دو روز در هفته برم استخررررر! بله همسر جان برام جورش کرده. درسته که تو نیمه خالی لیوان یکمی گیرو متعصبه اما تو نیمه پر لیوان خیلی به فکر منه و خیلی دوست داره که من خوشحال باشم و سعی اش رو می کنه که رضایت خاطر من رو فراهم کنه.

فکر می کنه نیمه پر لیوانم خیلی اهمیتش بیشتره و نیمه خالی لیوان رو هم باید به فرهنگ جامعه مربوط دونست. خیلی ازش ممنونم و خیلی خوشحال از اینکه می تونم کلی شنا کنم.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم بهمن 1387ساعت 14:43  توسط آلبالو  | 

صبحانه

يك ليوان شير، يك تكه پنير، يك قاشق عسل، 40گرم نان لواش=۳۶۹

ميان وعده

----

ناهار

یك كفگير برنج، خورش بادنجان، سالاد، روغن زيتون=۷۳۶

ميان وعده

يك تكه كوچك نارگيل، يك سيب قرمز، 1 گردو، يك ليوان چاي سبز، يك ليوان آبميوه=۲۵۹

شام

سالاد، يك تخم مرغ پخته،نصف كف دست نان بربري، نصف ليوان بستني، چند تا آلو سياه=۵۴۶

جمع كالري

۱۹۱۰(!!!چه زیاد خدا)

ورزش

نرمش و حركات موضعي

آيا گرسنه بودم و غذا خوردم

همش عصرها يه حسي دارم كه دوست دارم بخورم با اينكه اصلا گرسنه نيستم دوست دارم طعم دهنم عوض شه مثلا اون آبميوه رو اصلا دوست نداشتم خيلي هم بد مزه بود. و آخر شب هم دلم يه نوشيدني خنك مي خواست برا شام اصلا گرسنه نبودم. بستني رو هم بدون عذاب وجدان خوردم. چون واقعا مي خواستم كه بخورم

برای امروز عصر هم خیلی سلاح کمکی همراهم است یک سیب یک تکه نارگیل ( واقعا اشتهام رو کور می کنه مزه اش) ماست.

امروز وزن کردم کم نکرده بودم اما شکم و پهلوهام جمع شده خوشبختانه.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم بهمن 1387ساعت 13:41  توسط آلبالو  | 

صبحانه

يك ليوان شير، يك تكه پنير، يك قاشق عسل، 30گرم نان لواش، يك سفيده و نصف زرده يك تخم مرغ پخته=۳۸۴

ميان وعده

يك ليوان چاي سبز، نصف يك گردو=۱۵

ناهار

يك كفگير برنج، خورش قيمه، سالاد، روغن زيتون=۷۳۵

ميان وعده

يك گردو، يك كيوي، يك ليوان قهوه، يك سيب قرمز=۱۵۰ 

شام

يك كف دست نان بربري، 4 تا خرما، يك قاشق ارده، سالاد=۴۱۳

جمع كالري

 ۱۶۹۷

ورزش

نيم ساعت ورزش با سي دي

آيا گرسنه بودم و غذا خوردم

وقتي از سر كار برگشتم گرسنه ام نبود ولي تنها بودم و بازم استرس زيادي داشتم براي فردا و يه كاري كه بايد انجام مي دادم به خواهرم تلفن كردم كه حمله نكنم به يخچال ولي بعدش رفتم خرما و ارده خوردم و خيلي سنگين شدم. اما سعي كردم كه زياد نون گرم نكنم كه بيشتر بخورم

بايد خودم و سرگرم كنم. با اينكه كالري ناهارم بالا بود اما احساس ضعف مي كنم.  نمي خوام به خودم تلقين كنم. برنامه امروز براي عصر: يك ليوان چاي سبز، يك عدد سيب ، و يك عدد گردو.

 اگه مثل ديروز دچار سردرد شدم يك فنجون قهوه مي خورم.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم بهمن 1387ساعت 14:3  توسط آلبالو  | 

تصمیم گرفتم از امروز نامه اعمالم رو بزارم اینجا چون دیگه فهمیدم این مسئله اضافه شدن وزنم شوخی نیست و اگه همین جا جلوش رو نگیرم دیگه خیلی سخت میشه. دچار یاس و ناامیدی هم شده بودم و فکر می کردم دیگه وزنم پایین نمیاد و سایز کمرم کم نمیشه .

جدول هفتگی نمی زارم چون شاید بعضی روزها  نتونم تکمیلش کنم و دوباره دچار کچلی بشه!

هدفم هم بیشتر رو این متمرکز کردم که تا گرسنه نشدم غذا نخورم و اگه دچار عصبی خوری شدم سعی کنم از اون محیط فاصله بگیرم و چند تا حرکت ورزشی هم در نظر گرفتم که راحته و موقع هله هوله خوری انجامش می دهم که یهو یک میلیون کالری نخورم.

الان ساعت ۳.۵ شده و راضی ام. بعد ازناهار هوس یه چیز شیرین کرده بودم مثل بیسکوییت که یه لیوان آب خوردم و برطرف شد.

سلاح دفاعی بعدی یک لیوان چای سبزه که اگه هله هوله دلم خواست می خورم و چند تا دونه گردو هم دارم که اگه گرسنه ام شد به روش دیانا یعنی تدریجی می خورمشون. فعلا برنامه دارم برای غذا خوردنم و شب هم لب به خرما و ارده نمی زنم. چون خیلی مزه اش رو دوست دارم و یهو می بینی کلی ازش خوردم.

صبحانه

يك ليوان شير، يك تكه پنير، يك قاشق عسل، يك كف دست نان بربري=380

ميان وعده

 ---

ناهار

يك كفگير برنج، جوجه كباب و يك گوجه، سالاد، يك قاشق روغن زيتون =522

ميان وعده

۱۳۳=يك ليوان چاي سبز، يك سيب قرمز، 2تا گردو

شام

۳۱۶= يك كف دست نان بربري، املت شامل يك تخم مرغ، يك سيب زرد

جمع كالري

 ۱۳۳۰

ورزش

 یک کمی نرمش و حرکات شکم و موضعی

آيا گرسنه بودم و غذا خوردم

بله عالي بود كاملا گرسنه بودم كه خوردم. حتي براي شام كه خيلي گرسنه بودم با خوردن يك لقمه نان و املت و بعد از اون توجه به قانون 20 دقيقه كه خيلي موثر بود خودم و كنترل كردم. نبايد بي فكر غذا خورد
 
از امروز راضی بودم چون بی فکر غذا نخوردم.
+ نوشته شده در  شنبه پنجم بهمن 1387ساعت 15:26  توسط آلبالو  | 

خيلي استرس دارم كه يك كاري رو به موقع انجام بدم. اين چند روز با تكرار اين جمله تا گرسنه نشدي نخور اوضاح غذا خوردنم خوب بود ولي مثلا ديشب هم يكمي به خرما و ارده پاتك زدم و بعدش دچار عذاب وجدان شدم.

الان هم نمي دونم چم شده! اصلا هواسم نبود مشت مشت آجيل سويا خوردم، 3 تا بيسكوييت سلامت، يك ليوان ماء الشعير!!!

امشب هم كه مي خوام براي تولد آقاي همسر كيك بپزم! خدا به خير بگذرونه. بعد مي گم چرا چاق شدم؟

چاي سبز هم گزينه جالبي بود كه تو اين مدت وقتي هوس هله هوله كردم خوردم و كلا اشتهام رو از بين برد...

نبايد اينطوري باشم.
+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت 15:45  توسط آلبالو  | 

من ديروز تقريبا به شعار تا گرسنه نشدي نخور وفادار بودم.

جناب آقاي همسر از سركار كه برگشت رفت بيرون يه كارهايي داشت. منم تا رسيدم خونه برخلاف روزهاي پيش كه تا مي رسيدم مي نشتم وبراي همراهي با شوهرم در حالي كه حس گرسنگي نداشتم يه شام مبسوط مي خورديم رفتم بيرون و نيم ساعت دويدم، واي كه چه چقدر خوب بود. بعد هم اومدم خونه چند تا حركت شنا چند تا دراز نشست ، اسكات، چند تا حركت پيلاتيس و... انجام دادم كه كلا با نيم ساعت دويدن شد يك ساعت ورزش و بعد هم رفتم دوش گرفتم.

به نظر بهترين حس بعد ورزش همون حسيه كه بعد دوش گرفتن دارم، سبك و شارژ.

آقاي همسر هم دير اومد تقريبا يك ساعت و نيم بعدش. ولي شاكي شد كه چرا رفتم دويدم. نمي دونم چرا ناراحت ميشه در حالي كه محيط اينجا خيلي امنه حراست داره و خانوادگي هم هست . مثلا ديشب يه زن شوهري رو ديدم كه با هم بدمينتون بازي مي كردند منم تا نزديك اونا مي دويدم و برمي گشتم.

بعداز دوش گرفتن گرسنه ام شده بود ولي صبر كردم كه شوهرم بياد كه باهم شام بخوريم .چون دير كرد خيلي ديگه گرسنگي ناراحتم كرد. شام هم سالاد و يه تخم مرغ و يك كف دست نون بربري خوردم. سير شده بودم ولي بعدش چون دلم چيز شيرين مي خواست چند تا خرما با شيره كنجد خوردم و اين تخلفم بود از شعارم! من به اين مي گم ذائقه پرستي.

ورزش خيلي بهم كمك كرد كه بتونم موقعي كه گرسنه ام نيست غذا نخورم ولي خب فعلا اختلاف نظر داريم در مورد اين مسئله كه من بدومم يا ندومم.

ازش پرسيدم دقيقا چه حسي داري از اينكه برم بدومم اينجا كه محيطش امنه دور تا دورش حصاره و حراست هم داره!

ولي فكر كنم بيشتر مي ترسه از اينكه مردم بگن و يا همكاراش كه زن فلاني داشت مي دويد!

نمي دونم واقعاً!

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم بهمن 1387ساعت 8:14  توسط آلبالو  | 

من وزن اضافه كردم و يا بهتر بگم چاق شدم. ديگه كامل رو 58 فيكس شدم و اين 3-4 كيلو رو در طول 4 ماه اضافه كردم. برنامه باشگاه رو هم بهتره روش حساب نكنم چون فكر نكنم كه بشه و بايد يه فكر ديگه براي ورزشم بكنم و مهمتر از اون كه بايد حجم غذام رو كم كنم. ديگه مسئله اضافه وزن و اضافه شدن دور كمر شوخي بردار نيست.

امروز هم اول ماهه و بهترين موقع براي شروع هيچ بهونه اي هم ندارم. براي ورزش هم بايد خودم رو از اون ايده آلهاي ذهنيم بيرون بيارم.

  • ورزشي كه ازش لذت مي بردم و هورمون شادي بعدش ترشح مي شد...
  • ورزشي كه عرقم رو در مياورد و بعدش شبيه آدمهايي بودم كه قرص اكس خورده بود...
  • ورزشي كه حالم و سرجاش بياره...

با اينكه سخته و ناراحت كننده ولي تا مدتها بايد دور تمام اينا رو خط بكشم و بايد قبول كنم كه نمي شه و اينقدر در حسرت گذشته آه ه ه ه  نكشم .در عوض سعي كنم به همون هفته اي يك بار دويدن دل خوش كنم و تو خونه گاهي با سي دي هاي ورزشم ورزش كنم و حركتهاي موضعي رو انجام بدم.

امروز صبحونه سعي كردم آروم غذا بخورم كه  تو اون تايم مورد نظر كم خورده باشم. يك ليوان شير- 2 كف دست نون لواش و يك تكه پنير

هدفم هم همينه كه تو 2-3 ماه آينده 3 كيلو كم كنم  و عادتهاي بد غذاييم رو از بين ببرم و بفهمم كه اي بابا وقتي گرسنه ات نيست نخور ديگه....

ديروز عصر اصلا گرسنه ام نبود همكارم اومد پيشم باهم چاي و بيسكوييت خورديم و براي همين ديگه شام فقط سالاد خوردم نتيجه اش اين شد كه موقع خواب از گرسنگي شكمم قاروقور مي كرد و شديد احساس خالي بودن معده مي كردم ولي تحمل كردم و خوابيدم.

شعار اين هفته و هدف اين هفته  تا گرسنه نشدي نخور

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم بهمن 1387ساعت 8:30  توسط آلبالو  | 

Free counter and web stats