تبليغاتX
تلاشهای یک آلبالو

تلاشهای یک آلبالو

ما پیروز میشیم.

 

سه شنبه

چهارشنبه

پنج شنبه

جمعه

شنبه

یک شنبه

دو شنبه

برنامه ورزش

 

30 دقيقه دويدن-حركات شكم

 

 

ايروبيك

ايروبيك

ايروبيك

ورزش انجام شده

20 دقيقه بدمينتون

 

 

 

 

 

 

صبحانه

يك كاسه عدسي. يك تكه پنير.يك قاشق عسل. 3 كف دست نان

يك ليوان شير-عسل-پنير- گردو- 4 كف دست نان لواش

 

 

 

 

 

میان وعده

يك ليوان شير-چاي-چند تا كشمش

 

 

 

 

 

 

ناهار

يك تكه ته چين مرغ 10*5*3-سالاد-يك قاشق روغن زيتون-7تا دونه زيتون

 

 

 

 

 

 

میان وعده

چاي-يك تكه حلوا شكري

 

 

 

 

 

 

شام

سبزيجات آبپز- سالاد-هندوانه- 1 سيب

 

 

 

 

 

 

کالری

1500

 

 

 

 

 

 

توضيحات

 

 

 

 

 

 

 

جويدن غذا ( معضله منه به خدا نخنديد)

بد نبود!

 

 

 

 

 

 

5.5 واحد غلات

4.7

 

 

 

 

 

 

2.5 ليوان سبزيجات

2.7

 

 

 

 

 

 

2 ليوان ميوه

2.6

 

 

 

 

 

 

3 ليوان لبنيات

1

 

 

 

 

 

 

4.5 واحد گوشت و دانه

5.5

 

 

 

 

 

 

اينا رو نخوردم

 

 

 

 

 

 

 

زبان ( 2 ساعت در روز)

نيم ساعت

 

 

 

 

 

 

يك كار خوب

 

 

 

 

 

 

 

 خب جدول اين هفته هم كچل باقي مي مونه. من هنوز زندگيم روتين نشده بخدا...

اين هفته شمال بودم اين همه تغيير خيلي از نظر روحي بالا و پايينم مي كنه. يه مشكلاتي هم برام پيش اومده بود كه روحيه ام يخرده داغون شده.

حالا تا دو هفته اينجام و مي خوام يه فكر اساسي براي ورزش بكنم. شايد شام نخورم و بجاش برم ورزش كنم. چون از كار كه برمي گردم يه نيم ساعتي براي شام خوردن تلف مي شه.

البته اراده مي خواد كه مطمئنا من دارم. مگه نه؟؟؟

ايروبيك هم نرفتم. فقط يكبار رفتيم كوه 3 ساعت طول كشيد. شمال هم كه بارون اومده بود اساسي خيلي كوه گل و شل بود و خلاصه نسبت به روزهاي عادي خيلي بيشتر ازمون انرژي گرفت. ديگه آخراش واقعا كم آورده بودم.

ولي اگه بدونيد. موقع كوه پيمايي بارون هم ميومد! يه هواي خوشگل و تميزي بود... واقعا چسبيد.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم مهر 1387ساعت 8:18  توسط آلبالو  | 

 

سه شنبه

چهارشنبه

پنج شنبه

جمعه

شنبه

یک شنبه

دو شنبه

برنامه ورزش

---

30 دقيقه دويدن- حركات شكم

حركات شكم

30 دقيقه دويدن- حركات شكم

حركات شكم

30 دقيقه دويدن- حركات شكم

30 دقيقه دويدن- حركات شكم

ورزش انجام شده

 

انجام شد.

انجام شد.

45 دقيقه دويدن

 

 

 

صبحانه

 

 

يك كاسه خوراك لوبيا‏٬ يك تكه پنير٬ يك قاشق عسل٬ 2 كف دست نان لواش٬ يك ليوان شربت پرتقال

یك تكه پنير٬ يك قاشق عسل٬ 2 كف دست نان لواش. يك ليوان شير

يك كاسه خوراك لوبيا‏٬ يك تكه پنير٬ يك قاشق عسل٬ 2 كف دست نان لواش٬ يك ليوان شير

 

 

میان وعده

 

 

چاي‏٬ يك بيسكوييت

---

 

 

 

ناهار

 

 

 

 

 

 

 

میان وعده

 

 

 

 

 

 

 

شام

 

 

 

 

 

 

 

کالری

 

 

 

 

 

 

 

توضيحات

 

 

اصلا بعد از صبحونه گرسنه ام نبود. اون بيسكوييت رو از روي هوس خوردم دوباره!!!

 

 

 

 

جويدن غذا ( معضله منه به خدا نخنديد)

 

 

 

 

 

 

 

5.5 واحد غلات

 

 

 

 

 

 

 

2.5 ليوان سبزيجات

 

 

 

 

 

 

 

2 ليوان ميوه

 

 

 

 

 

 

 

3 ليوان لبنيات

 

 

 

 

 

 

 

4.5 واحد گوشت و دانه

 

 

 

 

 

 

 

آب (9 لیوان)

 

 

 

 

 

 

 

اينا رو نخوردم

 

 

 

 

 

 

 

زبان ( 2 ساعت در روز)

 

 

2 ساعت

2ساعت

 

 

 

يك كار خوب

 

 

 

 

 

 

 

 مي دونم جدولم خيلي كچله ولي سعي مي كنم ديگه كاملش كنم!

+ نوشته شده در  شنبه بیستم مهر 1387ساعت 8:5  توسط آلبالو  | 

مي دونيد اصلا حال حوصله نوشتن پست جديد رو نداشتم ولي وقتي گفتيد كه بنويسم يهويي يه انگيزه بزرگي پيدا كردم كه با وجود اينهمه بي نظمي تو برنامه زندگي فعليم كمي بهش نظم بدم.

من سبك زندگيم با قبل خيلي فرق كرده. مهمترينش اينه كه اينجا هنوز خونه زندگي ندارم و فعلا تو خوابگاه زندگي مي كنم. ديگه اينكه 2 هفته روزي 13 ساعت سر كارم حتي جمعه ها و روزهاي تعطيل رسمي و بعد يك هفته استراحت مي كنم كه مي تونم برم شمال.

اصلا از اين روش زندگي خوشم نمياد و نمي تونم خودم رو باهاش تطبيق بدم اگرچه همكارام بيشتر دوست دارند كه اينطوري كار كنند و زندگي كنند و دوست ندارند كه تو اين شهر ساكن باشند. ولي من به نظرم اين فكرها مسكن كوتاه مدته و بايد بپذيريم كه دارم تو شرايط سخت شايد 2000 كيلومتر دور از خانواده هامون زندگي مي كنيم و با محروميتهاي اين محل هم بايد كنار بيام. ولي در عوض زندگي كنيم!

به نظر شما اصلا اسم اين زندگيه كه 2 هفته تمام وقت كار كني تو تاريكي بياي سركار و تو تاريكي هم برگردي كه يه هفته بري خونه پيش مامان و بابات و يا اگه متاهل باشي  و اگه بتوني استراحتهات رو با شوهرت جور كني يه هفته بري كنارش....

من يكي كه از اينهمه تغيير متنفرم.

دوست دارم هر روز وقت آزاد داشته باشم كه به خودم برسم ورزش كنم آشپزي كنم با شوهرم صحبت كنم نه مثل آدمهاي مرده و خسته فقط شب به اين فكر كنم كه زودتر بخوابم.

يه مسئله ديگه كه اين روش زندگي رو براي من سخت تر مي كنه اين جاده گل و گلاب تهران چالوسه. كه به هر دليلي چه تعطيليهاي پي در پي تو ايران و چه هواي بد بسته مي شه.

همين دفعه پيش براي تعطيلي قبلي عيد فطر من 12 شب از شمال براي تهران راه افتادم اما به پرواز 8 صبح ام نرسيدم و مجبور شدم تا 4عصر تو فرودگاه منتظر بمونم تا با پرواز بعدي برسم سركارم.

خلاصه من به بچه هاي اينجا مي گم من دوست دارم اينجا ساكن باشم و 3 ماه يك بار مرخصي بگيرم برم خونمون ولي همه بهم مي گن تو ديوونه اي اينجا مي خواي چيكار كني؟؟؟

با اين شرايط من بعضي روزها ساعت 5 صبح از خواب پا مي شم نيم ساعت مي دومم ( تو يه باشگاه كوچيك كه خوشبختانه يه تردميل هم توش هست) و احساس مي كنم آمادگي بدني سابقم رو ندارم و شايد وقت بشه كه هفته اي يك بار شوهرم رو يه نيم ساعتي ببينم.

نمي دونم اين شرايط چقدر ممكنه طول بكشه ولي چيزي كه فعلا ذهنم رو مشغول كرده شركت فعليمه. كه بعضي مسائلش خيلي رو مخمه. مي خوام برم يه شركت ديگه كه مي دونم از همه نظر خيلي بهتره ولي يه مشكلي داره كه محصولش سرطان زاست. شوهرم خيلي مخالفه كه برم اونجا. ولي يه خوبيهايي داره كه نمي تونم ازش بگذرم.

اونجا يه باشگاه ورزشي داره كه سر كار مي شه يه تايمي رو ورزش كرد و ميشه استخر هم رفت. از نظر رفاهي هم خيلي بهتره و يه مسئله ديگه كه تو شركت خودم اذيتم مي كنه اينه كه .... نمي تونم بگم. ولي خب خيلي مهمه. الان فكرم مشغوله نمي دونم چيكار كنم.

تو پست بعدي برنامه ام رو مي گذارم تا شايد بتونم يكمي نظم به زندگيم بدم.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 10:1  توسط آلبالو  | 

Free counter and web stats