تبليغاتX
تلاشهای یک آلبالو

تلاشهای یک آلبالو

ما پیروز میشیم.

کامنت غزال خیلی تاثیر گذاشت روی من خوش خیال.

"ولی سعی کن کم کم دیگه بطور جدی کمی بیاریش پایین" منظور وزنمه که مرموزانه بهم شبیخون میزنه و همین طوری کم کم داره میره بالا. من که اینجا وبلاگ افزایش وزن نزده بودم!!! ای بابا!

امیدورام بتونم پایبند به جدول و برنامه ام باشم.

 

شنبه

یکشنبه

دوشنبه

سه شنبه

چهار شنبه

پنج شنبه

جمعه

صبحانه

یک گلابی- یک لیوان چای سبز

 یک لیوان چای سبز،یک لیوان شیر، دو تا خرما،۳۰ گرم نان

 یک لیوان شیر، ۲تا خرما

 

 

 

 

میانوعده

یک لیوان شیر، دو تا خرما، نصف یک بیسکویت ساقه طلایی، یک فنجون چای، 30 گرم نان

 یک کیت کت کوچیک، یک کلوچه(چه کردم تو این میانوعده)

 

 

 

 

 

ناهار

 سالاد، نصف قاشق ق خ روغن زیتون، ماست، یک تکه سینه مرغ، یک تکه سیب زمینی، یک کاسه سوپ

 سالاد، نصف قاشق ق خ روغن زیتون، ماهی کبابی

 

 

 

 

 

میانوعده

 یک فنجون قهوه، یک تک شکلات،یک سیب، ۲تا خرما

 یک لیوان چای سبز، یک سیب، انگور، گلابی

 

 

 

 

 

شام

 سالاد میوه و سبزیجات، نصف لیوان شیر، ۲ تا خرما

 سالاد، یک تخم مرغ، یک کف دست نان

 

 

 

 

 

کالری

۱۳۵۴

 ۱۱۸۶

 ۱۶۸

 

 

 

 

برنامه ورزش

30 دقیقه دویدن و حرکات کششی

30 دقیقه دویدن و حرکات کششی

 

30 دقیقه دویدن و حرکات کششی

 

30 دقیقه دویدن و حرکات کششی

30 دقیقه دویدن و حرکات کششی

ورزش

 بله انجام شد. کلا ۴۵ دقیقه

 کلا ۴۵ دقیقه طبق برنامه

 

 

 

 

 

هله هوله و ریزه خوری

 یک تکه شکلات رو نزارید جزو ریزه خوری. امروز خوب بودم اما خیلی خرما خوردم

 درو برم پر بود از شکلات و کلوچ و از این چیزها. زیاد از خورد و خوراکم راضی نیستم.

 

 

 

 

 

درس و مشقام

 ۱ ساعت

  ۱ ساعت

 

 

 

 

 

نتیجه

 روز خوبی بود

 قدرت سابقم تو دویدن برگشته

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم مهر 1388ساعت 6:37  توسط آلبالو  | 

حدودا دو هفته پیش رفته بودم شمال.

و وقتی بعد از مدتها میری دوستات رو میبینی و دید و بازدید می کنی و باید لباسهای مختلف بپوشی می فهمی اوضاح از چه قراره. که من دیگه اون آدم قبلی نیستم!!!

چاق شدم. البته مامانم می گفت نسبت به مرخصی قبلی کمی جمع شدم اما خودم باهش موافق نیستم. چون وزنم به ۶۱ هم رسیده.

الان یک هفته ای که میشه برگشتم. ۳ روز دویدم و امروز هم میرم. دیشب که از ورزش برگشتم خیلی از خودم راضی بودم به نظرم خیلی جمع جور شدم اما وزنم تغییری نکرده. زیاد مهم نیست مهم اینه که سالم هستم و مثل زمانهای بی ورزشی خموده و کسل نیستم.

شام رو به سالاد و میوه محدود کردم و اگر گرسنه ام شد یک تکه نون و خرما هم میخورم باهاش.

صبحها با چای سبز و چای بابونه و این جور چیزها یکم از هوس هله هوله خوریم کم می کنم. ناهار هم محدود شده به سالاد و مرغ و سبزیجات آبپز و گاهی ماهی . بدون برنج و نون . اگه هوس بیسکویت شکلات و هله هوله کردم خودم رو محدود نمی کنم می خورم چون می دونم که وقتی ورزش می کنم متابلیسم بدنم بالاتره و یکمی هم خیالم راحته.

در کل راضی ام. یکم هیکلم درشت شده نسبت به قبلا اما با ورزش از آویزون شدنش جلوگیری کردم.

همچنان باید زبان بخونم یکمی بیشتر از قبل افتادم رو دور و روشهای خوبی رو یاد گرفتم.

بچه ها راستی یه چیزی! من میدیدم که ملت کانال فارسی ۱ می بینند و من هم اصلا ازش خوشم نمیومد و نداشتیمش کلا. دوبله اش خیلی مسخره است و یکمی هم مشکوک به نظر میرسه آخه این پولش از کجا تامین میشه حتی یه آگهی هم پخش نمی کنه.

فکرکنم کار ضرغامیه! دیده ملت تی وی نمی بینند همش اخبار گوش می کنند... اما به هر حال شمال که رفتم معتاد سامسون شدم و الان هم شبها باهاش می خندم حسابی. شوهر جان هم حوصله نداره کلافه میشه. اینم سرگرمی منه دیگه

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم مهر 1388ساعت 3:53  توسط آلبالو  | 

همچنان سنگین وزن به ورزش ادامه میدم.

دوشنبه: ۲۰ دقیقه کار با وزنه

سه شنبه: ۳۰ دقیقه دویدن و ۱۵ دقیقه حرکتهای کششی و اسکات و شنا

امروز هم میرم ورزش.

چند روز پیش چند تا از همکارهای شرکت قبلیم رو دیدم.

تا من و دیدند گفتند چاق شدیها ولی خوب شدی. خوش تیپی!!!

البته این خوش تیپی برای اینه که اینجا تو این شرکت می تونم درست و حسابی لباس بپوشم و مجبور نیستم با مانتو شلوار مدرسه برم سر کار.

من بهشون گفتم یعنی چی چاق شدم؟ یعنی اونقدر چاق شدم که تا من و دیدید به نظرتون اومد اونا هم تائید کردند.  خدا به دادم برسه یعنی می تونم دوباره کم کنم؟؟؟

از ساعت ۱ تا الان هم پشت میزم نشستم و از خودم بدم میاد که از جام تکون نمی خورم.

راستی این شبه بستنی که غزال تو وبلاگش یاد داده بود رو امتحان کردم خیلی عالی بود ور در ضمن اونقدر احساس سنگینی بهم داده بود که شام نخوردم.

غزال دعات کردم و در ضمن شوهر جان هم خیلی کیف کرد و خیلی سپاسگذار شد. 

 


پنج شنبه ۲۶/۶: ۳۰ دقیقه دویدن

جمعه ۲۷/۶: ۳۰ دقیقه دویدن

یکشنبه: ۳۰ دقیقه دویدن

از کاهش وزن خبری نیست. دیروز هم خیلی هله هوله شیرین خوردم: ۱ گز، ۱ شکلات، یک کیک یزدی، یک بیسکویت ساقه طلایی،۳ تا خرما

شام هم قرار بود فقط هندونه بخورم چون عصر نون و پنیر خورده بودم . اما ماکارونی رو برای شام شوهرجان گرم کردم و خودم هم ازش به اندازه یک پیمانه ناخنک زدم.

یه پیمانه، ناخنک بزرگیه ولی چون تدریجی خوردم( موقع گرم کردن غذا موقع کشیدن غذا موقع جمع کردن ظرفها... )یک پیمانه شد.

خدا همه را به راه راست هدایت کند من تپل را هم همچنین.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388ساعت 16:45  توسط آلبالو  | 

Free counter and web stats